محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
375
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
بعواقب امور [ و ] خاتمت كار ، كه در جميع مواد نظر در آن از لوازم حزم و عاقبت انديشى است نپرداختى ، و اگرچه او را قصد از تقرير اين مقدمات ، نه انگيز مادّهء خلاف و نفاق بود و شاهزادهها را نيز از استماع اين مقالات شائبهء اراده غلطى و داعيهء نقيضى پيرامون حواشى و ضمير مصادقت تأثير نميگرديد ، اما بنا بر آنكه بعضى حكايات مناسب و بعضى مقامات و هر كلام ملايم هر مقام نيست ، آثار محسنه از آن حكايات ، نتايج معقوله از آن مقدمات بظهور نرسيد و ثمرهء نيك از آن تخم افشان مترتب نگرديد . نهال آمال كه از خوش آمد گوئى ، در چمن ضمير ايشان نشاند ، برى جز ندامت نداد و اساس اقبالى « 1 » كه از خاطر جوئى در گلشن اميدشان طرح كرد ، درى غير از ملالت بر روى ايشان نگشاد . شعر نباشد خردمند مردم شناس * كه گويد حكايت ز روى قياس سخن هر چه گويد ز نيك و زبد * شود تخمى و عاقبت بر دهد بسا حرف ، كان بر زبان آورى * كز آن كارها با زيان آورى هر آن حرف كايد برون از دهان * باندك زمانى بگيرد جهان چو حرفى گذشت از ميان دو كس * برآمد بگرد جهان در نفس چه خوش گفت داناى صاحب ادب * كه آن دو نباشد به غير از دو لب هر آن نكته كايد ترا در ضمير * نگر تا نباشى به گفتن دلير سمند سخن تا به جائى متاز * كز آنجاش نتوانى آورد باز سخن گرچه گوئى زاندازه بيش * مآل سخن به كه بينى ز پيش نه هر قصهاى لايق گفتن است * نه هر گوهرى قابل سفتن است
--> ( 1 ) - م : اقبال .